تبليغاتX
کشتیه به گل نشسته wixg8mcwawlynkyre7rx.jpg

کشتیه به گل نشسته

هق هق کنان

نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه

من باشمو اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم

حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد دیگه نره سفر

شعرام به جز اون روی هر دیونه ای گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم

نه اینکه من نخوام برم نذاشت گلهارو ببینم

نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم

یکی می گفت که خواب دیده اون گفته عاشقش می شم

اما نشد

اما نشد قسمت ما

یه لحظه ی روشن و خوش پیغام واسش فرستادم

بیا بازم منو بکش

نشد بازم نشکنه این چینی شکستنی

هیچ جای دنیا ندیدم

هیچ جای دنیا ندیدم عجب چشمهای روشنی

باور نکرد یه موژشو به صد تا دریا نمیدم

یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم

راست میگه هرچی اون بگهمن کجا و دیونگی

چه جور به حرفش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم

اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم

نشد یه بارم برسم به آرزو های محال

یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال

نشد منم واسه یه بار به آرزو هام برسم

گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم

نشد به موقع این کویر ابری شه بارون بگیره

نشد خودش آیینه که هست بیادو شمع دون بگیره

نشد بپاشم زیر پاش عطر گل محمدی

نشد بهم جواب بده حتی بهم بگه بدی

نشد دوستت دارم بگه به من که نه به دیگری

نشد یه بارم رد نشه از روی شعر ها سر سری

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوستم داره

آتیش گرفتمو یه بار نگام نکرد بگه آره

نشد یه بار حرف بزنه نزاره پای سرنوشت

نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت

نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم

نشد تو رویا هام براش روزی هزار بار نمیرم

نشد برم

نشد نره

نشد بخواد

نشد بیاد

نشد ولی

شاید بشه

واسم دعا کنید زیاد

از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده

گفته همین روزا میاد

اما هنوز نیومده

قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها

فقط واسم دعا کنید

اول خدا دوم شما

قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها

فقط واسم دعا کنید

اول خدا بعدم شما

نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 19:27 توسط ژنرال نفس بریده| |
این شعر مال مریم حیدرزاده هستش   :

خودم دوس نداشتم فقط واسه دوستان گذاشتم که گفتن وبلاگم غمگینه

 

مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه
من باشم و تو باشي يك شب مهتابي باشه

مي خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري
مي خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري

مي خوام برات از آسمون ياساي خوشبو بچينم
مي خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم

مي خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني
از تو كتاب زندگيم يه حرف رنگي بخوني

امشب مي خوام براي تو يه فال حافظ بگيرم
اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم

امشب مي خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم
براي خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم

امشب مي خوام رو آسمون عكس چشات رو بكشم
اگه نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم

مي خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه

يه وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي پر نزني تنها نري

يه موقعي فكر نكني دلم واست تنگ نميشه
فكر نكني اگه بري زندگي كمرنگ نميشه

اگه بري شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسموناي آرزو يه قطره مهتاب ندارن

راستي دلت ميآد بري بدون من بري سفر
بعدش فراموشم كني برات بشم يه رهگذر

اصلا بگو كه دوست داري اينجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم

حتي اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو يادم مي آد وقتي كه بارون مي زنه

اي كاش منم تو آسمون يه مرغ دريايي بودم
شايد دوسم داشتي اگه آهوي صحرايي بودم

اي كاش بدوني چشمات و به صد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم

به آرزوهام مي رسم اگر كه تو پيشم باشي
اونوقت خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشي

تا وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني مرگ گلهاي مريمه

نگام كن و برام بگو بگوي مي ري يا مي موني
بگو دوسم داري يا نه مرگ گلهاي شمعدوني

نامه داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقي و بي انتها

 

نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت 19:1 توسط ژنرال نفس بریده| |

سلام خدا

خوبی؟

مرسی منم خوبم ...  چی؟  آخ ببخشید   نباید دروغ بگم   

خوب خودت میدونی که خوب نیستم .....

عزت وذلت دست توست.

این جمله رو کسایی میگن که عزیز شدن و از اینکه هواشونو داشتی لذت میبرن

اما من میگم اونو  به خاطره اینکه ذلیلم کردی ........

خدا جونم میترسم مثه ماجرای موسی و شبان حرفای منم کفر تلقی بشه

  اما میدونم خودت میدونی که درد و دله و بس.

خدا

مگه جرمم چیه که

باید هم از زمین بکشم هم از زمان

باید هم از مادر بکشم هم از خواهر

باید هم از ماه بکشم هم از خورشید

.

.

.

خدا جونم  خداییش تو خودت دلت واسه من نمیسوزه؟

خداییش واسه من و حال و روزم اشک نریختی؟

.

.

خدا اگه لیاقتم اینه یه تف تو صورتم بندازو بسپار کفنم کنن .....



خدا من همچنان به امید رحمتت چش به دستام دوختم .....


نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 0:32 توسط ژنرال نفس بریده| |


یه آگهی ترحیم یه توپ پارچه ی مشکی

یه دسته گل زرد زرد که پژمرده توخشکی

یه قاب عکس رودیواریه ساعت که خوابیده

ا تا ق سرد و خا لی که خورشید رو ندیده

یه گلدون و پنجره عمر یه دلشکستن

اونام مثل حلقه ی تو دست من چه خستن

یه مرد بی هویت ؛ یه نا مه ی وصیت

یه دل که مرده بی تو؛گفته به من تسلیت

رفتی وباز دوباره جات خالی شد تو خونم

بازم نبودن تو آ تیش زده به جونم

داغت بازم کوبیده سنگ غمت به سینه

با ا ینکه بی تو هستم یاد تو دلنشینه

خد ای من کا ری کن از تو بهشت ببینه

گونه هامو که خیسن اشکی که بام عجینه

یه عشق نیمه کا ره؛ ا شکای پا ره پا ره

یه قبر بی ستاره ؛ میون شب دوبا ره

یه سینی خرما از سنگ یه آدم غریبه

سرده ولی می سوزه تو این تب ونجیبه

جای لباش رو لبم هنوز داره می سوزه

تو التهاب اشکم تو هرم گرم بوسه

رفتی جایی که هرگز دیگه کسی ندیده

قلب منه که بی تو طعم غم و چشیده

دنیایی که دو رنگه راهی که پرفریبه

غربت عشقه اینجا منم شدم غریبه

یادته من تو بازی وا سه ی تو می مردم

اما تو مردی خواستی بگی بازیو بردم



نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 12:14 توسط ژنرال نفس بریده| |

خدای من ...

سلام 

سلام  خدای  بخشنده و رحمتگر ...

میشنوی صدامو ؟؟؟

حقم داری نشنوی ....

روتو برنگردون قربونت برم ... به خدا گریم میگیره ها ...

تو که دوس نداری اشک یه بچه ... در بیاد  !!!

خدا یادته ؟!؟

یادته اون وقتا که بچه بودم  هر وقت احساس خطر میکردم یا مشکلی واسم پیش میومد صدات میزدم ،

یادته ؟

یادته چقد باهات حرف میزدم ....           یادته دست به دامانت میشدم ....

میدونم یادته

آخه همیشه دستمو میگرفتی  ، همیشه به من لبختد میزدی   ، همیشه خواسته هامو انجام میدادی    ،

اونقد خوب به حرفام گوش میدادی که شبا از سر ذوق اینکه خدا به حرفام گوش داده تا

صبح گریه  می کردم ....!

خدای من ....

من اون محمد نیستم  کلی عوض شدم  ، نه، نه، نه ، عوض نشدم ، خیلی بد شدم .

اما تو که عوض نشدی .....

میبینی که زندگیم چقد داغونه ....

میبینی که چقد بهم ریختم ....

خدا اگه امتحانم کردی میدونم که رد شدم ....

اما خودمونیم امتحانت خیلی سخت بود ....

خدا حس میکنم هنوز نگفتی ورقه ها بالا ، حس میکنم اگه همه راهو تا اینجا اشتباه اومدم

بازم یه کوره راهی واسه برگشت واسم گذاشتی ....

همه ی اشتباهاتم تو زندگیمو میدونم ...

میدونم کجا رو سر به بیراهه گذاشتم ...

دیشب به بهترین دوستمم گفتم که : " سخته آدم دردشو بدونه و نتونه درمونش کنه "

خدای من همه جای قرآنت گفتی که توبه پذیری ....

پس چرا منو .....                     

                                                     آهان من توبه نکردم ....

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 13:29 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

 

خدا ....

بی تو غریب غربتو آماده ی شکستنم

با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم

نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 10:30 توسط ژنرال نفس بریده| |
از چشات میخونم انگار داری میری تا همیشه

منو این سکوت دلگیر آخر قصه چی میشه

توی غربتی نفس کش(kosh)  با یه گریه همنشینم

شاید این قسمت من بود که دیگه تورو نبینم

لحطه های بیکسی و نامه های عاشقونت

که نوشتی نمیتونم ببینم اشکی روی گونت

تو که نیستی نامه هاتو میخونم با چشم گریون

خاطرات تو و عشقت از سرم   نمیره  بیرون

حالا تو لبریز شوقی واسه رفتن از کنارم

من پر از وحشت دوری پر بغض کوله بارم

جای خالیت یه عذابه واسه قلب پر دردم

واسه تکرار نفسهام هی تورو بهونه کردم

کی میگه بین من و تو هرچی که  بوده  تمومه

به خدا هرجا که باشم  چهره ی تو روبرومه

 

نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 17:47 توسط ژنرال نفس بریده| |
وقته رفتن رسیده با وداع و زود خلاصم کن

من که خیری ندیدم توی دنیا تو رهایم کن

وقتی میرم اشکی رو نریز برام

روی خاکم گلی رو پر نکن برام

             سیب سرخی رو که یه روز دادی ............. حلالم کن

بعد رفتن نمیخوام غم توی چشمات ببینم

به فکر یار تازه باش اینجوری راحت میمیرم

تو فکر من نباش گلم تقدیر من اینجوریه

تو از چشات اشکی نریز تو اول جوونیته

دارم میرم گریه نکن اینجوری گریم میگیره

بذار که راحت بمیرم اینجوری غصم میگیره

 

وقته رفتن رسیده با وداع و زود خلاصم کن

من که خیری ندیدم توی دنیا تو رهایم کن

 

 

نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1387ساعت 9:35 توسط ژنرال نفس بریده| |
گفتم که رفتنت یروز قاب دلم رو میشکنه

گفتی که این بخته تو بود تقدیر تو شکستنه

 

گفتم بمون یروز میاد غصه هامون تموم میشه

گفتی اگه باهم باشیم لحظه هامون حروم میشه

 

هر وقت که بارون میزنه حس میکنم پیش منی....

 

وقتی رفتی  همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست

دل من زانوی غم بغل گرفت   رفت و کز کرد گوشه ی اتاق نشست

 

از وقتی رفتی هیچکسی همدم وهمرازم نشد

هیچکسی حتی یه دفه هم غصه دلم نشد

 

رفتی  ولی بدون  هنوز عاشقتم تا پای جون

دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 14:15 توسط ژنرال نفس بریده| |
عین خیالتم نیست یکی داره میمیره

هروقت که تنها میشه سراغتو میگیره

عین خیالتم نیست این دل دلواپسو

پرنده ی  بی پرو   تنهاییه قفسو

عین خیالتم نیست یکی هنوز منتظره

یکی با دو تا چشم خیس هنوز نگاهش به دره

..........

عین خیالتم نیست دوستت نداشته باشم

دیگه با دیدن تو حسی نداشته باشم

عین خیالتم نیست بدون تو بمیرم

دیگه واسه همیشه سراغتو نگیرم

.......

 

عین خیالتم نیست ....

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 13:30 توسط ژنرال نفس بریده| |
سلام  بچه ها

 

امروز یه آهنگ واسه دانلود میزارم  که امیدوارم خوشتون بیاد.  این آهنگو 

محسن یگانه خونده  البته قدیمیه

 

ممنون میشم اگه نظر بدید

 

در ضمن این آهنگو کمتر کسی داره

یذره از متن آهنگو مینویسم ::

 

یادش بخیر اون روزا که خوابای رنگی میدیدیم          

دنیای با هم بودنو پر از قشنگی میدیدیم                

..........

          قصه ی ما به سر رسید دنیا به آخر نرسید        

          دلی که پا بند تو بود از تو و عاشقی برید           

          بازی دیگه تموم شده به آخر خط رسیدیم         

          معنیه عاشق شدنو آخرشم نفهمیدیم              

 

واسه دانلود کلیک کن :  

آخر بازی

 

واسه دانلود صفحه که باز میشه گزینه  free  رو بزنید .

 

 

نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 11:44 توسط ژنرال نفس بریده| |
سلام بچه ها

امیدوارم سر وحال باشید.

امروز داشتم هاردمو چک میکردم  که یه آهنگ خوشگل پیدا کردم  به اسم "الهی بمیری"

که سه سوت آپلود کردم

تا شماهم گوش کنید.  یذره از شعرشو مینویسم:

یادته برات نوشتم اگه عاشقم نباشی الهی بمیری

اگه دوسم نداشته باشی غیر من کسیو داشته باشی الهی بمیری

بعدش برات نوشتم همرو دروغ نوشتم خودم بمیرم .......

ادامش:

اگه یروز فرشته ها بخوان تورو زودتر ببرن

به اونا میگم که از قدیم ماهیو با تنگش میبرن

 

واسه دانلود کلیک کنید :

الهی بمیری

 

لینکش درست شده  حال کنید

 

نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 7:0 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

( فنلون) :

 اگر كسي يك بار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه اوست 

 

 اگر كسي دوبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه توست.

 

نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 20:55 توسط ژنرال نفس بریده| |
بچه ها  من فقط حسرت خوردم  شما چطور؟؟

 

چند روز پیش تو دانشگاه بودم روی نیمکت جلو دانشکده نشسته بودم

چند تا از این دختر خانوما داشتن باهم میومدن برن تو که طبق معمول درحال بگو بخند بودن

یکی از دخترا گفت :"امروز میخوام به افشین سلام کنم دلتنگش شدم "

دوستش بش گفت: ولش کن

دختره گفت: آخه دوسش دارم عاشقشم 

(منم با خودم گفتم خوش بحالت اقا افشین)

دوستش بش گفت: عشق برای یه نفر ۲ نفر٬ ...٬ ۱۰۰ نفر   بسه دیگه دختر

دختر عاشق ما گفت: عشق مال چند نفر نیست مال ۱۰۰۰۰نفره

  تازه  فردام میخوام به سهیل سلام بدم............

 

 

دوستان خوبم  قضاوت با شما

 

 

نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 20:50 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

نزار که تاریکی بشم بیام به سمت خونتون

حلقه مرگو بکشم به دور آشیونتون

سفر کن از غروب من قیامتم شروع شده

همرو ازیاد بردمو مردنت آرزوم شده

مبارکه غریبتون با اینکه قلبم راضی نیست

همین شب جنون من جهنمم خیالی نیست

روز وصال تو و اون رخت عزاتو ببینم

پشت شب حجله ی تو به عشق مرگت بشینم

به گریه هام خنده نکن همیشه خارت میکنم

از رو  زمین تا آسمون وصله به دارت میکنم

همسفرت شاکی بشه سرشو بالا میزنم

خنجرمو زیر گلوش رگاشو تک تک میزنم

واسه کی گریه میکنی ای دل بی طاقت من

الهی آتیش بگیره تو آه خاطرات من

میخوام که سرنوشتشو خودم به آخر ببرم

باید که دردای تورو خودم به روزش بیارم

 

مبارکه غربیتون ..........

 

 

نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 19:40 توسط ژنرال نفس بریده| |

 

تو دنیای نامردی  دختری نابینا عاشق یه پسر شده بود

دخترک خیلی دوس پسرشو دوست داشت وهمیشه میگفت:

 اگه چشم داشتم تا آخر عمرم بات میموندم

خلاصه گذشت و یکی پیدا شد که چشاشو به دختره اهدا کرد

دختر خانوم ما بیناییشو بدست آورد

و به دیدار دوس پسرش رفت اما دید پسره نابیناست

 و به دوست پسرش گفت برو دیگه نمیخوام ببینمت

پسره رفت و سرشو برگردوند و لبخند تلخی زد و گفت :

عزیزم   مواظب چشام باش

 

نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 16:14 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

   همه وجود من  بود و نبود من       نمیره یاد تو  هیچوقت از یاد من

  همیشه تو یادمی  یلدای بهارمی      میشه ببینمت که بازم کنارمی؟

   بدون دلدارتم  دل بیقرارتم            اگه نیایی  بی تو میمیرم

 

   

 

 

نوشته شده در جمعه 1 آذر1387ساعت 18:17 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

       

 

 

نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت 11:58 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

این آخرین باریه که تورو میبینم نازنین

برای آخرین دفه میبوسمت فقط همین

..........

وقت به خاک سپردنت گریه امونمو برید

داد میزدم وجودمه  این عشقمه که میبرید

خاک نریزید رو کفنش یواش سرشو میشکنید

کاش میدونستید که دارید آتیش به جونم میزنید

........

وقتی بیدار شه ببینه تنهاس میترسه میدونم

شما برید من نمیام همین جا پیشش میمونم

وقتی رو خاکت میخوابم حس میکنم پیش منی

آخه گلم به کی بکم گلایمو از این ساحل شنی

....

           وقت به خاک سپردنت گریه امونمو برید

                                               داد میزدم وجودمه  این عشقمه که میبرید

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 19:16 توسط ژنرال نفس بریده| |
سلاممم بچه هاااا 

خوبین؟؟؟؟؟

ایشالا همیشه شاد و شاداب باشیییید

 

قراره آهنگیو که از وبلاگم در حال پخش هست رو واسه دانلود بذارم

 

اما قبلش میخوام بدونم کیا طالبن

 

واسه همین  نظر بدید .........

ممنون

 

نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 16:7 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 10:55 توسط ژنرال نفس بریده| |

 

سلام دوستان این شعرو که میزارم ازسروده های خانوم ملیحه داستانپور هست که از کتاب "سیب اتفاقی  است که میافتد"  انتخاب شده امیدوارم خوشتون بیاد :

 

شب از هیاهوی باد

پنحره پلک می گشاید

وبغض اسمان از

غربت  همیشگی ام میشکند

پاییز می اید همراه با

یادهای پوسیده ازخودم

می پرسم یاد تو را هم میشود ایا

چون این برگها لگد مال کرد

وقتی دستانت پراز فردای

من است وتنهاییم را

به تنهاییت گره زده ام

لختی دیگر

میخواهم عروج کنم تا نگاهت

پلکهایم اما سقوط میکند

حوضی شکسته دارم

درچشمانم که وقتی تمام

فصلها زمستان است اشکهایم را

بر گونه هایم قندیل می بندد

وسینه ای خنجر خورده

درشعر هایم

که درد همه ی لیلا هارا

قطره قطره

میچکد

 

 

دوستانی که مایلند به تهیه کتاب ایمیل بذارن

 

 

نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 9:19 توسط ژنرال نفس بریده| |
 
زخم زندگی ام تویی 
 
همه به زخم هایشان دستمال می بندند 

اما  من به زخمم

                 دل بسته ام ...
                      __________________
نوشته شده در جمعه 17 آبان1387ساعت 13:8 توسط ژنرال نفس بریده| |
   آدما وقتی تنهان دنبال یه دوست میگردن

   وقتی پیداش کردن دنبال عیبش میگردن

  وقتی عیبشو پیدا کردن از دستش میدن

  وقتی که رفت:

 

دنبال خاطراتش میگردن

 

نوشته شده در جمعه 17 آبان1387ساعت 7:22 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

سر خاکت اومدم گریه نکردم

آخه باورم نشد خاکت میکردن

نمیدونی که گلم چه حالی داشتم

پیرهن سیاهمو تنم میکردم

دل بیقراره طاقت دوری نداره

میخوام ببینم گل نازمو دوباره

 

بیا برگرد بیتو تنهام..........

بیا برگرد بیتو تنهام.........

بیا برگرد بیتو تنهام........

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 20:4 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

نعره های بی امونم گوش آسمونو کر کرد 

مگه فریادمو نشنید که داره دیر میشه برگرد

آیی  به گوشش برسونید کسی جز من نمیتونه

کوله بار غصه هاشو روی دوشش بکشونه

این همه پیغوم و پسغوم میفرستم که بدونه

تب دلواپسیا دنیامو به آتیش بکشونه

من که جاشو پر نکردم شاید اصلا نمیدونه

آیی به گوشش برسونید یکی اینجا نگروونه

نمیتونم بی تفاوت رو گذشتم پا بذارم

اون که پاره تنم بود چجوری تنها بذارم

 

آیی به گوشش برسونیییید........

 

پاره تنم برگرد.......

 

نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 10:5 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

       

      

 

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 19:54 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 18:51 توسط ژنرال نفس بریده| |
 

لحظه بودن و موندنم دیگه سر اومده

فال من به نام تو ببین چقد بد اومده

مینویسم روی صفحه ی غریب زندگی

من فراموشت نمیکنم عزیز به سادگی

بیا سر مزار من آروم و آهسته عزیز

طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز

میخوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم

این همه فاصله کمه اگه به یاد هم باشیم

وقتی خندیدی به رفتنم دلم از تو شکست

بعد تو دیگه دلم دل به غربیه ها نبست

تک تک خاطره هامون هرچی بود دیگه گذشت

جای من کی توی قلب مهربون تو نشست

بیا سر مزار من آروم و آهسته عزیز

طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز

میخوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم

این همه فاصله کمه اگه به یاد هم باشیم

 

 

نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 13:21 توسط ژنرال نفس بریده| |
سفره ی عقدتو بستی وقتی از یاد تو رفتم

تو شدی سهم غریبه همه دلخوشیمو باختم

با پیرهن سیاهه غم میخوام بیام عروسیتون

توی نگات بهت بگم مبارکه غریبتون

داری میری خونه بخت آه دلم پشت و پنات

تو نفسات گریه کنه بله ی آخر صدات

منتظرم به مرگ تو همینه حرف آخرم

یه روز به آتیش میکشم تورو با دستای دلم

ارزوهامو سرزدم تو کوره راهه خونتون

ازگریه مرده این دلم تو بیکسی رو دست خون

برو حلالت میکنم الهی پیر شید پای هم

یه روزه خوشم نبینی تو و اون دوتایی باهم

داری میری خونه بخت آه دلم پشت و پنات

تو نفسات گریه کنه بله ی آخر صدات

منتظرم به مرگ تو همینه حرف اخرم

یه روز به آتیش میکشم تورو با دستای دلم

 

نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 14:55 توسط ژنرال نفس بریده| |